صنعت فرش ماشینی ایران سالهاست با چالشهای جدی و شکافهای عمیق اقتصادی دستوپنجه نرم میکند؛ از گرانی دلاری مواد اولیه تا رکود بازار داخلی و انسداد مسیرهای صادراتی. در چنین شرایطی، آینده این صنعت نیازمند تصمیمهای بزرگ و راهکارهای بنیادین است. در همین راستا، در ادامه یادداشتی از محمد آذرباد، فعال صنعت فرش ماشینی را میخوانید که با نگاهی تحلیلی به بحران موجود، راه برونرفت را بررسی کرده است.
صنعت فرش ماشینی ایران قریب به یک دهه است که درگیر بحرانی مزمن و دامنهدار است. در میان انبوه این چالشها، شاید عقبماندگی قیمت فرش ماشینی از نرخ تورم و جهشهای ارزی، مهمترین معضل و مانع تداوم حیات این صنعت باشد.
مواد اولیه این حوزه، همواره با محاسبات دلاری و بر مبنای ارز آزاد تعیین قیمت میشوند، حال آنکه محصول نهایی همچنان زیر فشار رکود، به ریال قیمتگذاری میگردد. این شکاف چنان عمیق شده است که حتی خریداران خارجی ـ بهویژه تجار عراقی و افغانی ـ نیز با ریال خرید میکنند و از این تفاوت، به سود خویش و به زیان تولیدکننده ایرانی بهرهبرداری مینمایند؛ گویی خون این صنعت را میمکند.
نمونهای روشن از این نابسامانی، نخ آکریلیک است. هرچند این نخ با ارز نیمایی و نرخی ثابت (در حدود هفتاد هزار تومان) در اختیار ریسندگیها قرار میگیرد، اما از سال ۱۳۹۷ تاکنون، ریسندگان همواره با هر جهش نرخ ارز آزاد، قیمت نخ را افزایش دادهاند. بهگونهای که بهای نخ نمره ۳۶ سهلا آکریلیک از ۱۸ هزار تومان در آغاز سال ۱۳۹۷ به ۳۶۰ هزار تومان در ابتدای سال ۱۴۰۴ رسیده است؛ رشدی بیسابقه و بیستبرابری. در همین بازه زمانی، فرش ماشینی تنها هشت برابر گرانتر شده و نرخ دلار نیز از ۵۷۰۰ تومان در فروردین ۱۳۹۷ به مرز ۱۰۰ هزار تومان در شهریور ۱۴۰۴ رسیده است؛ افزایشی هفدهبرابری. افزون بر این، نخهای BCF، پلیاستر و اسپان که عمدتاً مواد اولیه داخلی دارند، باز هم بر مبنای ارز آزاد محاسبه میشوند.
اما بازار فرش ماشینی، گرفتار در رکود مصرف داخلی و انسداد مسیرهای صادراتی، توان همپایی با این طوفان ارزی را نداشته است. پیامدهای این ناهماهنگی، عریان و بیرحمانهاند:
۱. سرمایه در گردش تولیدکننده بهسرعت تحلیل میرود.
۲. سود به زیان بدل میشود.
۳. کیفیت کالا رو به افول میگذارد.
۴. بازارهای صادراتی یکی پس از دیگری فرو میپاشند.
و سرانجام، این صنعت سترگ در ورطه ورشکستگی فراگیر فرو میافتد.
در چنین چشمانداز تیره و در آستانهی فعالشدن مکانیسم ماشه و جهش دوباره نرخ ارز، تنها یک راهکار اساسی باقی است: دلاریزه کردن بازار فرش ماشینی. تنها از رهگذر قیمتگذاری مبتنی بر دلار است که میتوان ارزش سرمایهها را صیانت کرد، کیفیت را نگاه داشت و امکان بقا در بازار جهانی را تضمین نمود.
اکنون زمان آن فرارسیده است که با تصمیمی قاطع و سازوکار قیمتگذاری صحیح و دلاری، از سالها سرمایهگذاری، رنج و عمری که در راه اعتلای این صنعت صرف شده، پاسداری کنیم. آینده فرش ماشینی ایران در گرو همین انتخاب تاریخی است.